دکتر رضایی نژاد مدیرعامل پیشگامان طی نشست رسانه ای :طرح بزرگ انتقال آب از دریای عمان به یزد را با پشتوانه اعتماد عمومی، عملی خواهیم کرد+گزارش تصویری
     

     

     

    یزدفردا “دکتر رضایی نژاد مدیرعامل پیشگامان طی نشست رسانه ای :طرح بزرگ انتقال آب از دریای عمان به یزد را با پشتوانه اعتماد عمومی ،عملی خواهیم کرد.صبح امروز  آمادگی پیشکامان  برای سرمایه گذاری جهت انتقال آب به یزدتوسط مدیر عامل این شرکت اعلام شد.

    مدیر عامل شرکت تعاونی پیشگامان  با اعلام آمادگی برای سرمایه کذاری در انتقال آب به یزد از سرمایه گذرانی که در این راستا قصد سرمایه گذاری دارند دعوت به عمل آورد تا با سرمایه های خود شریک این طرح بزرگ شوند .

    دکتر رضاییان با تشریح طرح پیشگامان افزود :در مرحله اول این طرح از سرمایه گذارانی که حداقل ۳۰۰ میلیون تومان سرمایه گذاری کنند ثبت نام خواهد شد و که به عنوان سهام داران عمده این طرح شریک پیشگامان باشند و در این طرح پیشگامان  حدود ۱۵هزارمیلیاردتومان جهت انتقال آب از دریای عمان به استان یزد سرمایه گذاری خواهد کرد .

    مدیر عامل پیشگامان در این نشست رسانه ای رقابت دولت با بخش خصوصی را یکی از معضلات  اقتصاد ایران  دانست و افزود:شرکت های خصوصی در رقابت با شرکت های خصوصی دیگر مشکلی ندارند ولی اگر قرار باشد دولت با توان حکومتی خود بخواهد با بخش خصوصی رقابت کند فاتحه همه چیز خوانده خواهد شد .

    وی در همین رابطه اظهار داشت :اگر چه پیشگامان  با سرمایه بخش خصوصی اقدام به ساخت بندر خشک کرده متاسفانه هرروز شنیده می شود که دولت قرار است در محل های مختلف خود نیز موارد مشابه را توسط دولت اجرا کند و این چیزی جز سرمایه سوزی نیست و با اینگونه اقدامات اعتماد بخش خصوصی به سرمایه گذاری کاهش خواهد  یافت .

    شرکت تعاونی پیشگامان یکی از معدود شرکت های تعاونی در ایران است که با جمع آوری سرمایه های خرد مردمی توانسته کارهای بزرگی را رقم زند و در حال حاضر بیش از نهصد نفر به صورت مستقیم در این سرکت درحال فعالیت هستند .

    R.I.P. 2 My Youth آهنگی است که باعث شهرت گروه The Neighbourhood شد. آهنگ درباره دوران تباه شده جوانی است و ممکن است بسیاری از ما با آن ارتباط برقرار کنیم. همانطور که اعضای گروه گفته اند R.I.P. 2 My Youth درباره تمام فرصت های از دست رفته دوران جوانی و تمام چیزهایی است که از دست داده ایم. در این آهنگ شخصیت اول برای این دوره از زندگی خود مراسم خاکسپاری گرفته. امیدوارم شما مجبور به انجام چنین مراسمی نباشید.

    R.I.P. 2 My Youth:

    http://bedunim.ir/wp-content/uploads/2018/04/The_Neighbourhood_-_R.I.P._2_My_Youth_256__kbps.mp3


    لینک دانلود آهنگ


    ترجمه متن آهنگ و بررسی:

    R.I.P. to my youth

    And you could call this the funeral

    I’m just telling the truth

    And you can play this at my funeral

    خدا بیامرزه جوانیم رو

    و تو می تونی به این بگی مراسم خاکسپاری

    من فقط حقیقتو می گم

    و تو می تونی اینو ( آهنگ ) توی تشیع جنازم پخش کنی

    ( شخصیت اول جوانی خود را از دست داده و از مراسم خاکسپاری برای تدفین معصومیت این دوره استفاده می کند. این در واقع قبول دوره بزرگسالی است جایی که دیگر از آنچه قبلا بوده ایم فاصله می گیریم. )

    Wrap me up in Chanel inside my coffin

    منو داخل تابوتم در شانل بپیچ

    ( همانطور که می دانید شانل یکی از مارک های معروف دنیای فشن است. در اینجا از نام شانل استفاده شده تا نشان دهد دیگر سادگی وجود ندارد و مرگ جوانی و شروع دوره دیگر فرا رسیده. )

    Might go to hell and there ain’t no stopping

    Might be a sinner and I might be a saint

    I’d like to be proud but somehow I’m ashamed

    ممکنه به جهنم بره و هیچ توقفی وجود نداشته باشه

    ممکنه گناهکار باشه و ممکنه قدیس باشه

    من دوست دارم افتخار کنم اما یه جورایی شرمندم

    ( درست و غلط، بد و خوب مفاهیمی هستند که معمولا در فرآیند عادت کردن به زندگی واقعی با هم مخلوط می شوند. او این مفاهیم را با ورود به دنیای بزرگسالی گم کرده و حتی نمی داند به خود افتخار کند یا شرمنده باشد. )

    Sweet little baby in a world full of pain

    I gotta be honest, I don’t know if I could take it

    بچه کوچولو شیرین توی دنیای پر از درد

    باید رو راست باشم، نمی دونم بتونم تحمل کنم ( یا نه )

    ( در جوانی انسان سرشار از آرزو و فانتزی است اما وقتی در بزرگسالی وارد واقعیت می شود ممکن است ضربه بزرگی بخورد. شخصیت اول خود را هنوز بچه ای کوچک می داند که ممکن است تحمل دنیای سخت واقعی برایش دشوار باشد. )

    Everybody’s talkin’ but what’s anybody saying?

    همه حرف می زنن اما کسای دیگه چی میگن؟

    ( کسی به حرفه کسی گوش نمیده چون همه دارن حرف می زنن )

    Mama said if I really want it, then I can change it, yeah

    R.I.P. to my youth

    مامان گفت اگه واقعا می خوامش، می تونم تغییرش بدم، آره

    خدا بیامرزه جوانیم رو

    If you really listen, then this is to you

    Mama, there is only so much I can do

    Tough for you to witness but it was for me too

    اگه واقعا گوش میدی، پس این خطاب به تو هست

    مامان، کارای زیادی هست که می تونم انجام بدم

    دیدنش برای تو سخته اما برای خودمم سخت بود

    I’m using white lighters to see what’s in front of me

    از فندک سفید برای دیدن چیزی که جلومه استفاده می کنم

    ( گفته می شود یک فندک سفید در محل مرگه بسیاری از سلبرتی های جوان مانند جیم موریسون، جیمی هندریکس، جنیس جاپلین و کورت کوبین پیدا شده. به همین دلیل موزیسین های خرافاتی از فندک سفید استفاده نمی کنند. حالا شخصیت اول مرگ جوانیش را در کنار این فندک سفید آورده است. )

    R.I.P. to my youth

    And you could call this the funeral

    I’m just telling the truth

    And you can play this at my funeral

    خدا بیامرزه جوانیم رو

    و تو می تونی به این بگی مراسم خاکسپاری

    من فقط حقیقتو می گم

    و تو می تونی اینو ( آهنگ ) توی تشیع جنازم پخش کنی

    Tell my sister don’t cry and don’t be sad

    I’m in paradise with Dad

    به خواهرم بگید گریه نکنه و ناراحت نباشه

    من با پدر توی بهشتم

    ( او دیگر جوان نیست و به همین خاطر از خواهر کوچکش می خواهد ناراحت نباشد. حالا وارد دنیایی شده که والدینش در آن هستند. )

    Close my eyes and then cross my arms

    Put me in the dirt, let me dream with the stars

    چشامو میبندمو دستام جمع می کنم

    منو توی خاک بذارید، بزارید با ستاره ها رویا پردازی کنم

    ( تصویر پردازی می کند تا نشان دهد چقدر دوست دارد در تابوت بدون اکسیژن دراز بکشد. )

    Throw me in a box with the oxygen off

    You gave me the key and you locked every lock

    When I can’t breathe, I won’t ask you to stop

    بندازینم توی یه جعبه ( تابوت ) بدون اکسیژن

    کلید رو بهم بده و همه قفلا رو بزن

    وقتی نتونم نفس بکشم، ازت نمی خوام دست نگه داری

    ( کاملا قبول کرده است که جوانیش مرده و هیچ تلاشی برای توقفش نمی کند. افراد وقتی چیزی جدید و دلهره آور را تجربه می کنند احساس خفگی دارند. او می داند چه بخواهد چه نخواهد چنین اتفاقی خواهد افتاد بنابراین ایستادگی نمی کند. )

    When I can’t breathe, don’t call for a cop

    وقتی نتونم نفس بکشم، پلیس خبر نمی کنم

    ( او نمی خواهد از کسی کمک بگیرد حتی وقتی در حال خفه شدن است. همچنین اینجا کنایه ای به پلیس زده شده چون اعتقاد دارد آنها بی فایده هستند. پلیس آمریکا در سال ۲۰۱۴ با اریک گارنر چنین کاری را کرد و وقتی او را بازداشت کرده بودند باعث خفه شدنش شدند.)

    I was naive and hopeful and lost

    Now I’m aware and driving my thoughts

    ساده لوح و امیدوار بودم و باختم

    حالا هوشیار هستم و افکارم رو هدایت می کنم

    ( حالا که پا به دنیای بزرگسالی گذاشته تصمیماتش را خودش می گیرد و اجازه نمی دهد مانند گذشته در رویا غرق شود. )

    What do I do? What do I do?

    I don’t believe it if I don’t keep proof

    I don’t believe it if I don’t know you

    I don’t believe it if it’s on the news or on the Internet

    I need a cigarette

    چکار کنم؟ چکار کنم؟

    اگر برام اثبات نشه باور نمی کنم

    اگر نشناسمت باور نمی کنم

    اگر در اخبار و اینترنت باشه باور نمی کنم

    یه سیگار می خوام

    ( فقط چیزهایی را باور می کند که در مقابل چشمانش اتفاق می افتند و حتی اگر در اخبار و اینترنت هم ببیند باور نمی کند. )

    I’m using white lighters to see what’s in front of me

    I’m using white lighters to see

    از فندک سفید برای دیدن چیزی که جلومه استفاده می کنم

    از فندک سفید برای دیدن استفاده می کنم

    R.I.P. to my youth

    And you could call this the funeral

    I’m just telling the truth

    And you can play this at my funeral

    خدا بیامرزه جوانیم رو

    و تو می تونی به این بگی مراسم خاکسپاری

    من فقط حقیقتو می گم

    و تو می تونی اینو ( آهنگ ) توی تشیع جنازم پخش کنی

    Tell my sister don’t cry and don’t be sad

    I’m in paradise with Dad

    به خواهرم بگید گریه نکنه و ناراحت نباشه

    من با پدر توی بهشتم

    Close my eyes and then cross my arms

    Put me in the dirt, let me dream with the stars

    چشامو میبندمو دستام جمع می کنم

    منو توی خاک بذارید، بزارید با ستاره ها رویا پردازی کنم

    I’m using white lighters to see what’s in front of me

    I’m using white lighters to see what’s in front of me

    از فندک سفید برای دیدن چیزی که جلومه استفاده می کنم

    از فندک سفید برای دیدن چیزی که جلومه استفاده می کنم

     

     

     

     

     

    دستاورد تیم رباتیک دانشگاه آزاد اسلامی یزد از مسابقات بین المللی ربوکاپ آزاد ایران

    یک مقام دومی و یک مقام سومی

    به گزارش خبرنگار روابط عمومی دانشگاه، تیم رباتیک دانشگاه آزاد اسلامی یزد در نخستین حضور خود در مسابقات بین المللی ربوکاپ موفق به کسب یک مقام دومی و یک مقام سومی شد.

    دکتر محمدرضا جناب زاده سرپرست تیم اعزامی در گفتگویی با خبرنگار روابط عمومی دانشگاه گفت:«سطح کیفی مسابقات نسبت به سالهای گذشته بالاتر بود و دلیل آن نیز تغیر قوانین نسبت به دوره های قبل بود که موجب این ارتقاء سطح کیفی شد و دانشگاه آزاد اسلامی یزد موفق شد در رشته امداگر واقعی در میان ۱۰ تیم پذیرفته شده به مقام دوم دست یابد و در رشته آتش نشان در بین ۱۵ تیم مقام سوم را کسب کند.»

    جناب زاده با توجه به زمان برگزاری مسابقات که در ایام تعطیلات دانشگاه بود از انتظامات دانشگاه و تدارکات و حوزه معاونت اداری و مالی دانشگاه به واسطه همکاری صمیمانه آنها تقدیر و تشکر کرد.

    سیزدهمین مسابقات ربوکاپ آزاد ایران از تاریخ ۱۶-۱۸ فروردین ماه در تهران برگزار شد.

     

    با خواندن داستان این دختر جوان از ایندیانا که به خاطر درمان جوش های صورتش بینایی خود را از دست داده است نسبت به جوش های صورت تان دید مثبتی پیدا خواهید کرد.

    جوش های صورت اعتماد به نفس را پایین می آورند و منجر به بیماری افسردگی می شوند اما در مورد “اما” دختر ۱۹ ساله مشکل فراتر از افسردگی است و درمان آکنه ها منجر به نابینایی او شده است.

    درمان جوش صورت

    اما از نوجوانی با جوش های صورت دست و پنجه نرم می کرد. او می گوید به خاطر جوش های صورتش اعتماد به نفس نداشت و از وضعیت ظاهری اش راضی نبود. فقط به خاطر آکنه ها هیچ کس و هیچ چیز برایش مهم نبود. او از ۱۵ سالگی شروع به درمان جوش ها کرد از جمله داکسی سایکلین دارویی که معمولا برای درمان آکنه ها به کار برده می شود.

    داکسی سایکلین از داروهایی است بیشتر پزشکان برای درمان آکنه تجویز می کنند و از عوارض جانبی این دارو حالت تهوع، زخم معده و حساسیت در مقابل نور خورشید است.

    نابینایی

    بعد از ۲ سال درمان مشکلات شروع شد. ابتدا کمردردها شروع شد. اما به قدری کمردرد داشت که دو هفته و نیم نمی توانست هیچ کاری انجام دهد. ابتدا تصورم این بود که به خاطر حرکات اشتباه در کلاس رقص دچار چنین مشکلی شده ام. بنابراین مراحل ماساژدرمانی را شروع کردم اما هیچ تغییری احساس نکردم. بعد از مدت کوتاهی گوش هایم صدا می داد و تشخیص پزشک این بود که علتش جریان گردش خون پایین است. در نهایت دچار مشکل تاری دید شد. اما در ابتدا تصور می کرد علت تاری دید او نگاه کردن به صفحه موبایل هنگام خواب است اما هر روز مشکل بدتر و بدتر می شد. او به چندین پزشک مراجعه کرد و بعد از تست هایی که گرفته شد تشخیص دادند که مشکل اما فشار درون جمجمه ای است. این بیماری به دلیل فشار بالا در فضایی که نخاع و مغز را احاطه کرده است ایجاد می شود.

    طبق تشخیص پزشکان متخصص یکی از عوارض جانبی مصرف داروی داکسی سایکلین فشار درون جمجمه ای است. بیشتر زنانی که در سن باروری هستند و وزن بالایی دارند در معرض این بیماری قرار می گیرند.

    داکسی سایکلین

    این عارضه جانبی بسیار نادر است و معمولا جامعه پزشکان نمی توانند آن را تشخیص دهند. اولین نشانه های آن تاری دید هستند و اگر زود تشخیص داده شده و مصرف داروها متوقف شود فشار خود به خود کاهش پیدا می کند. این بیماری به ندرت باعث نابینایی دائمی می شود.

    بعد از تشخیص بیماری اما با درمان و جراحی فشار عصب چشم های اما تسکین داده شد و توانست کمی از بینایی خود را دوباره به دست بیاورد. اما می گوید: بینایی من تا حدودی برگشته اما شانس این که بهتر شود کم است به خاطر آسیب زیادی که به عصب بینایی وارد شده. اکنون بینایی جانبی چشم هایم را از دست داده ام و از نیمه چشم به پایین نمی توانم هیچ چیزی را ببینم. نقاط کور و خطوط صافی در چشم هایم هستند که همه چیز را مبهم می بینم. تصور کنید اگر همیشه امواجی را در چشم ها می دیدید چه احساسی داشتید؟

    پیشنهاد پزشکان این است که هنگام مصرف این دارو اگر متوجه عوارض جانبی شدید حتما به پزشک در میان بگذارید تا تجویز آن را متوقف کند.

    اما همیشه به خاطر جوش های صورتش از خودش متنفر بود و تلاش می کرد با درمان آن به اعتماد به نفس کاذب برسد. اما اکنون صورتش را با آکنه ها پذیرفته و دوست دارد و تصمیم گرفته است با به اشتراک گذاشتن داستان خود در شبکه های اجتماعی این باور مردم “جوش صورت یعنی زشتی صورت” را تغییر دهد. اما به خودش چه با جوش چه بدون جوش ارزش می دهد. او دیگر به نظر دیگران اهمیتی نمی دهد و بیشتر سعی می کند به مردم در به دست آوردن اعتماد به نفس کمک کند. آکنه ها کاملا طبیعی هستند و ارزش پایین آوردن اعتماد به نفس را ندارند.


     معاون وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي:سند مهارت استان ها بر اساس نياز و تقاضاي آموزشي منطقه اي طراحي مي شود
     

     

     

    به گزارش روابط عمومي اداره کل آموزش فني و حرفه اي استان یزد، دكتر سليمان پاك سرشت، معاون وزير و رئيس اين سازمان در ديدار نوروزي دكتر ربيعي با خانواده سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور به مسأله فقر فرهنگ مهارت آموزي در كشور، عدم آگاهي مردم از اهميت آموزش هاي مهارتي و جايگاه واقعي اين آموزش ها و چالش هاي ناشي از آموزش هاي مدرك محور در جامعه اشاره كرد.

    وي گفت: با توجه به نقش تشكل هاي بخش خصوصي در ارتقاي اثربخشي آموزش هاي فني و حرفه اي بايد برنامه ريزي لازم در تعامل با شركاي اجتماعي در اجرا و ارزيابي آموزش هاي مهارتي انجام شود.

    دكتر پاك سرشت در ادامه افزود: مهارت آموزي دانشجويان حين تحصيل در راستاي اشتغال پذيري آن ها در راستاي تفاهم نامه منعقده با وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، آموزش سربازارن وظيفه با همكاري ستاد كل نيروهاي مسلح و اجراي طرح ايران مهارت با همكاري آموزش و پرورش از جمله برنامه هاي  مهم اين سازمان است كه در سال ۱۳۹۷با جديت دنبال خواهد شد.

    معاون وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي گفت: سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور در سال حمايت از كالاي ايراني در راستاي حمايت از توليد و مهارت ايراني نقش خود را مسؤولانه ايفا مي كند.

    دكتر پاك سرشت گفت: تصويب قانون نظام جامع آموزش هاي فني و حرفه اي و مهارتي از مهم ترين رويدادهاي سال ۱۳۹۶ در حوزه مهارت آموزي كشور بود.

    وي تصريح كرد: همواره يكي از خلاء هاي كشور فقدان وجود يك نظام و قانون هماهنگ كننده كه هماهنگي لازم را بين ارائه كنندگان آموزش هاي مهارتي و همچنين متقاضيان وعرضه كنندگان اين آموزش ها  برعهده بگيرد بوده كه اميدواريم با تصويب اين قانون و آئين نامه هاي مناسب اين خلاء ها را پوشش دهيم.


     ارائه راهکاری عملی توسط پیشگامان آبی کشور
     

     

     

    به نام خدا
    سالهاست که پیشگامان به خاطر پیش گام بودن باعث بعض خیلیها شده مجموعه ای خوشنام با حضورانسانهایی خوشفکر،خلاق و دست پاک که با قدرت و افتخار تامرز خریدمخابرات ایران پیش رفتند و درست همان موقع بود که خیلی ها از خواب بیدار شدند که ای وای یک مجموعه توانسته در این سالهابا کار و تلاش و خلاقیت  و پاکدستی تا این همه اعتماد مردم را جلب کند تازه تیر اندازیها و سنگ اندازیها شروع شد .
    این روزها که پیشگامان برای آوردن آب به یزد پیشگام شده نمی دانیم چرا بعضی مثل آتش در کفش ریخته ها جلز و ولز می کنند و شروع به تخریب این سرمایه گذاری کرده اند شاید روزی که پیشگامان می خواست کابلهای اینترنت را از کف دریای عمان به ایران وارد کند هم عده ای پوز خند می زدند.

    قطعا همان خونی باعث ایجاد قنات های تاریخی یزد شده است در رگ  مدیران پیشگام این حرکت جاری است و قطعا آیندگان اینگونه حرکتها را همچون حفر قنات ها خواهند ستود .

    اما پیشگامان رمز موفقیتش همین پیش گام  و صادق بودنش  است پس به همه ی پیشگامانی ها تبریک می گوییم و خوشحالیم که اگر پیشگامان وارد شود مثل آب خوردن، آب  نه تنها سر سفره و کسب و کار یزدی هاست بلکه مدیران اصفهان باید به دنبال بهانه بهتری برای پاسخ دادن به کشاورزان محترم منطقه اصفهان به جز انتقال آب به یزد باید باشند  انشالله

    پی نوشت

     

    استاندار یزد در نشست ستاد راهبری و مدیریت اقتصاد مقاومتی استان از ملت ایران و مردم استان دارالعباده یزد خواست تا با خرید بیشتر کالاهای باکیفیت ایرانی به‌اندازه یک نفر و به سهم خود در حمایت از تولید ملّی و کالای ایرانی نقشی مؤثر داشته باشند.


    درخواست استاندار یزد از مردم برای خرید کالای باکیفیت ایرانی
     

     

     

    به گزارش روابط عمومی استانداری یزد، «محمود زمانی قمی» در نشست ستاد راهبری و مدیریت اقتصاد مقاومتی استان که در محل گروه کارخانجات لیلیان بافت در شهرستان اشکذر برگزار شد به نام‌گذاری امسال از سوی مقام معظم رهبری به نام سال حمایت از کالای ایرانی اشاره و تأکید کرد: مجموعه مدیریت ارشد استان و تیم اقتصادی استان برای حمایت از تولید داخلی و کالای ایرانی عزم جدی دارد.
    استاندار یزد ادامه داد: ضروری است همه گره‌های حوزه تولید و صنعت یکی پس از دیگری بازشوند و به‌اصطلاح روح جلساتی ازاین‌دست صنعتی باشد.
    وی افزود: لازم است نمایندگان بخش خصوصی و کارآفرینان در این جلسات بیشتر به بیان نقطه نظرات خود بپردازند و هر راهکار مفیدی که به نظرشان می‌رسد را بیان کنند.
    زمانی قمی خاطرنشان کرد: نمی‌توان با شعار برای رفع مشکلات کشور و استان اقدام نمود بلکه باید واقع‌بینانه‌تر به مسائل نگاه کرد و برای خدمت به مردم تلاشی مضاعف و دوندگی دوچندان نمود.
    رئیس ستاد راهبری و مدیریت اقتصاد مقاومتي استان بابیان اینکه در تحقق عملی فرمایشات مقام معظم رهبری و شعار سال همه تلاش خود را خواهیم کرد، گفت: پیروی کردن از مقام معظم رهبری ارتباط گسترده‌ای با دلسوزی و خدمت به مردم دارد.
    وی ادامه داد: افرادی انقلابی و دل‌بسته به‌نظام و رهبری هستند که نسبت به مسائل کشور و استان حسّاس باشند و برای خدمت به مردم و بهبود وضعیت زندگی آن‌ها شبانه‌روز تلاش کنند.
    زمانی قمی افزود: امروز یک مذهب حقه‌ای به نام مذهب شیعه و دین اسلام در ایران عزیز خیمه‌اش را برپا کرده است و اگر ما در مسئولیتی که در این نظام پذیرفته‌ایم ذره‌ای کوتاهی کنیم نزد خدای متعال مورد بازخواست قرار می‌گیریم.
    استاندار یزد در پایان سخنان خود از ملت ایران و مردم استان دارالعباده یزد خواست تا با خرید بیشتر کالاهای باکیفیت ایرانی به‌اندازه یک نفر و به سهم خود در حمایت از تولید ملّی و کالای ایرانی نقشی مؤثر داشته باشند.


    بیش از ۱۲ کیلومتر از باند دوم بزرگراه یزد_بافق زیر عبور رفت + تصاویر
     

     

     

    به گزارش روابط عمومی فرمانداری شهرستان بافق؛ ظهر امروز یکشنبه ۱۹ فروردین ماه، بیش از ۱۲ کیلومتر از قطعه سوم باند دوم بزرگراه یزد- بافق حد فاصل پل اسدی تا مسجد ابوالفضل(ع) با حضور فرماندار، مسئولان اداره کل راه و شهرسازی استان و شهرستان و ناظرین اين پروژه زیر بار ترافیک رفت.

    فرماندار بافق در حاشیه این برنامه گفت: این قسمت از پروژه بزرگراه یزد_ بافق با اعتباری بالغ بر ۲۱۰ میلیارد ریال تکمیل شد.

    محمد زاده رحمانی افزود: خوشبختانه دو شرکت فرش راه و سازمان همیاری های شهرداری ها وارد کار شدند و با همت اداره کل راه و شهرسازی استان و کمک و همکاری مجموعه شهرستان این قسمت زیر عبور رفت.

    وی تصریح کرد: این بخش از پروژه از پرهزینه ترین و مشکلترین قسمت های باند دوم این بزرگراه بوده است.

    فرماندار بافق در پایان ابراز امیدواری کرد: تلاش داریم تا با همکاری همه دستگاه های اجرایی ۱۱ کیلومتر باقیمانده که عملیات خاکی آن به اتمام رسیده است، نیز با سرعت تکمیل و در آینده نزدیک به بهره برداری برسد.

     

    • نام:سارا و نیکا
    • نام خانوادگی: فرقانی اصل
    • تاریخ تولد:۱۳۸۳/۵/۸
    • محل تولد:تهران
    • محل سکونت:سوئد

    ————————————————————

    زندگینامه سارا و نیکا فرقانی اصل

    سارا و نیکا فرقانی اصل متولد ۸ مرداد ۱۳۸۳ در تهران و ساکن سوئد هستند. این دو خواهر بازیگر هنوز یکسال نشده بود که وارد عرصه هنر شدند و با سریال پایتخت به شهرت رسیدند، در حال حاضر در سوئد زندگی میکنند، نیکا یک دقیقه از سارا بزرگتر است.

    کودکی سارا و نیکا

    کودکی سارا و نیکا

    اولین بازی

    اولین تجربه حضور هنری سارا و نیکا به سریال دوباره زندگی به کارگردانی نادر مقدس در سال ۱۳۸۴ بر میگردد که ۹ ماه بودند و در آن سریال نقش دو خواهر را ایفا می کردند که در کودکی از یکدیگر جدا شده بودند و یکی در خانواده ای ثروتمند و دیگری در خانواده مذهبی بود.

    سارا و نیکا در سریال دوباره زندگی

    سارا و نیکا در سریال دوباره زندگی

    نحوه ورود به پایتخت

    آقای رسول حاتمی بر اساس شناختی که از این خانواده در سریال دوباره زندگی داشت آنها را برای بازی در سریال پایتخت به سیروس مقدم معرفی کرد و پس از تست دادن در دفتر برزو نیک نژاد (فیلمنامه نویس) برای نقش دوقلوهای پایتخت انتخاب شدند.

    مادر سارا و نیکا فرقانی اصل

    مادر سارا و نیکا فرقانی اصل

    علایق سارا و نیکا فرقانی

    سارا و نیکا در مصاحبه های گوناگونی که با رسانه ها داشتند همواره در پاسخ به این سوال که علاقه ای به بازیگری دارند پاسخ داده اند در حال حاضر هنوز تصمیمی نگرفته اند و دوست دارند درس خواندن را ادامه دهند. نیکا به دامپزشکی علاقه زیادی دارد و عکس های زیادی از سارا و نیکا در کنار های سگ های مختلف منتشر شده است.

    سارا و نیکا در کنار سفره هفت سین

    سارا و نیکا در کنار سفره هفت سین

    شهرت

    سری اول سریال پایتخت در نوروز ۹۰ از شبکه یک پخش شد، کم کم با فصل های دو – سه و چهارم این بچه ها دیده شدند و به شهرت رسیدند، تنها تجربه جدی این دو خواهر با پایتخت بود. در این سریال سارا و نیکی نقش فرزندان نقی معمولی را بازی می کنند.

    سارا و نیکا در کنار بازیگران سریال پایتخت

    سارا و نیکا در کنار بازیگران سریال پایتخت

    خانواده و مهاجرت

    پدر سارا و نیکا فوتبالیست بود و تو لیگ جوانان درتیم های عقاب و راه آهن ۱۵ سال توپ زدند و بخاطر حادثه ای که در فوتبال برایشان پیش آمد دیگر نتوانستند فوتبال را ادامه بدهند و بعد از مدتی پس از فصل دو پایتخت از سال ۱۳۹۲ خانواده فرقانی برای ادام تحصیل دختران دوقلو عازم کشور سوئد شدند تا دخترا در این کشور به تحصیلات خود ادامه می دهند.

    پدر و مادر سارا و نیکا

    پدر و مادر واقعی سارا و نیکا

    بازی فقط در پایتخت

    مادر سارا و نیکا :راستش باخانم غفوری (تهیه کننده) و آقای مقدم قرار گذاشتیم هرسال که سریال پایتخت ساخته بشه سارا ونیکا را بیاوریم ایران تا بازی کنند و بعد به سوئد بازگردند.

    سارا و نیکا فرقانی اصل

    سارا و نیکا فرقانی اصل

    فقط درس

    فعلا نمی خواهیم بچه ها بازیگر شوند زیرا الان در مرحله ای هستند که باید درس بخوانند و بازی در پایتخت برایشان کافی است.

    برادر سارا و نیکا

    برادر سارا و نیکا

    ازدواج سارا و نیکا فرقانی اصل در سریال پایتخت ۵

    سارا و نیکا در طول این سال ها و ساخت مجموعه های پایتخت روز به روز نقش شان پر رنگ تر شده است اگر چه در سریال پایتخت یک دیالوگ های آنها بسیار کوتاه و تک کلمه ای بود ولی با بزرگ شدن دوقلو ها نویسندگان با فراغ بال برای آنها متن می نویسند. به طوری که در پایتخت ۳ اسم رستوران هما و عمه فهیمه رستوران سارونیکا بود که بخشی از داستان را به خود اختصاص داده بود.

    اما با حضور سارا و نیکا در سریال پایتخت ۵ بخش زیادتری از بار داستان به آنها اختصاص پیدا کرده است تا آنجایی که هومن حاجی عبداللهی بازیگر نقش رحمت در سکانسی از این سریال از ارسطو می خواهد که سارا و نیکا را برای برادرانش رحمان و رحیم از نقی خواستگاری کند. و این خود نویدی برای پر رنگ تر شدن حضور سارا و نیکا در پایتخت ۵ است یا در قسمت اول سریال سارا و نیکا عمه خودشان را که در مجلس ختم بهبود حالش بعد شده است به درمانگاه می برند!

    سلفی سارا و نیکا در پشت صحنه پایتخت

    سلفی سارا و نیکا با رحمان و رحیم در پشت صحنه پایتخت


    مصاحبه با سارا و نیکا

    سارا و نیکا، کودکی شان را در پایتخت پشت سر گذاشتند. شاید به همین خاطر است که در پشت صحنه کار، زندگی می کنند. آنها از همان روز اول ریما رامین فر و محسن تنابنده را بابا و مامان خطاب کرده و با این کارشان فاصله ها را کم کردند. آنها نور چشمی اهالی پایتخت هستند و همه هر کاری را انجام می دهند که به دوقلوها خوش بگذرد.

    اولین تجربه بازیگری در هشت ماهگی

    سارا:اولین بار وقتی هشت ماهه بودیم در سریال «دوباره زندگی» بازی کردیم. از اون موقع چیزی به یاد نداریم اما مامان مون می گه آقای رسول حاتمی که اون زمان، ما رو از «دوباره زندگی» می شناخت و آشنایی نزدیکی هم با گروه پایتخت داشت، وقتی برای سریال «پایتخت» دنبال دوقلو بودن مارا به آقای مقدم معرفی کرد و بعد از اینکه به دفتر رفتیم برزو نیک نژاد از ما تست گرفت و برای نقش دوقلوهای پایتخت انتخاب شدیم.

    بعد از پایتخت ۲ به سوئد رفتیم

    نیکا:بعد از حضور در پایتخت ۲، ما برای تحصیل و زندگی با مامان و بابامون به کشور سوئد رفتیم. اوایل حضور در مدرسه سوئد برای مان سخت بود اما به سرعت دوستان زیادی پیدا کردیم و الان کلی دوست سوئدی داریم.

    ریما رامین فر و نسرین نصرتی در کنار سارا و نیکا

    ریما رامین فر و نسرین نصرتی در کنار سارا و نیکا

    وقتی دوقلوهای شیرگاهی جای ما را گرفتن

    سارا:این ماجرا گذشت تا اینکه ما برای حضور در پایتخت ۴ کاملا آماده بودیم که یک دفعه شنیدیم قرار است یک دوقلوی شیرگاهی نقش سارا و نیکا رو بازی کنن. اون لحظه خیلی ناراحت شدیم اما مامان مون می گفت خیلی خوبه که دو تا بچه دیگه که اونا هم دوستای ما هستن، قراره بازی کنن و از این بابت خوشحال هستن ولی ما چون پایتخت رو خیلی دوست داشتیم دل مون می خواست نقش مون رو خودمون بازی کنیم.

    چطور به پایتخت برگشتیم

    نیکا:ما حضورمون رو دیگه منتفی می دونستیم اما بعد چند روز آقای تنابنده که هنوز هم برای ما بابای قصه است، با مامان مون تماس گرفت و ازش خواست که بیاییم ایران. بابا محسن می گفت قبل اینکه ما به دنبال دوقلو باشیم، خانم غفوری چند بار از طریق وایبر با شما تماس گرفته که جواب ندادین! این موضوع برای زمانی بود که خط های وایبری در سوئد دچار مشکل شده بود و ما اصلا متوجه نشدیم که ایشون تماس گرفتن.

    سارا و نیکا در برف

    بیوگرافی سارا و نیکا فرقانی اصل

    داستان درس خوندن ما در سوئد

    سارا:روال مدرسه های اونجا به این شکل بود که برای ملیت های مختلف، یک کلاس وجود داشت؛ مثلا یک کلاس برای ایرانی ها که ما در اون کلاس درس می خونیم و بعد از اینکه مدتی از حضورمون گذشت به صلاحدید معلم مون کلاس های زبان سوئدی رو هم شروع کردیم و به این ترتیب زبان مشترک ما با بچه های دیگر از ملیت های مختلف، سوئدی خواهد شد.

    نیکا:قبل از سفر به ایران برای حضور در پایتخت ۴، فصل امتحانات مون بود که برای اینکه امتحانات با سفرمون به ایران تداخلی پیدا نکنه، مامان مون با مدیر مدرسه صحبت کرد و از معلم مون خواست تا قبل از موعد اصلی امتحان ها، از من و سارا امتحان بگیرن. حدود یک ماه ما به صورت فشرده درس خوندیم و امتحان دادیم که برای حضور در پایتخت ۴ آماده باشیم. با وجود اینکه تو اون یک ماه خیلی سختی کشیدیم اما به عشق پایتخت همه اون مشکلات رو تحمل کردیم.

    عکسهای سارا و نیکا

    عکسهای سارا و نیکا در خارج

    با مادرمون از طریق اسکایپ در ارتباطیم

    نیکا:دوری از مامان مون، خیلی برامون سخته و هیچ وقت فکر نمی کردیم که روزی اتفاقی بیفته که ما رو از هم جدا کنه اما اینجا هر روز صبح از طریق اسکایپ با مامان که سوئده چت تصویری داریم که کمی از سختی این دوری کم کنیم.

    با دایی مون به ایران اومدیم

    سارا:مامان مون باید از محل کارش مرخصی می گرفت و همراه ما می اومد ولی به خاطر اینکه یک بار با محل کارش صحبت کرده بود و بعدش به دلیل عدم تماس گروه پایتخت که بعدها فهمیدیم سوءتفاهم بوده، دیگه نمی تونست مرخصی بگیره؛ همین شد که ما رو با دایی مون که دقیقا همون زمان برای دیدن مادربزرگ مون می خواست به ایران بیاد، به ایران فرستاد.

    عکس سارا و نیکا با یک مار

    عکس سارا و نیکا با یک مار

    استقبال پایتختی ها از ما در فرودگاه

    سارا:زمانی که رسیدیم به فرودگاه امام خمینی، بعد از اینکه وارد سالن شدیم، دیدیم که گروه تصویربرداری پایتخت به استقبال ما اومدن و تصاویری از لحظه ورود ما به ایران گرفتن و گفتن که قراره در پشت صحنه سریال پخش بشه.

    بعد از خدا، بچه هایم را به پایتختی ها سپردم

    خانم جلیلی، مادر سارا و نیکا که حسابی دلتنگ دوقلوهایش است، گفت:دوری از بچه ها برایم بسیار سخت است اما خب به این دلیل که خودشان خیلی دوست داشتن در پایتخت حضور داشته باشن و همچنین مادر خودم که بیمار هستن و سارا و نیکا را خیلی دوست دارن، راضی شدم که بچه ها را همراه با دایی شان به ایران بفرستم. بچه ها را بعد از خدا به کل گروه سپردم و خدا را شکر که شنیدم حواس شان به سارا و نیکای من هست.


    عکسهای سارا و نیکا فرقانی اصل بازیگران پایتخت

    بازیگران سریال پایتخت

    بازیگران سریال پایتخت

     سلفی سارا و نیکا کنار دریا

     سلفی سارا و نیکا کنار دریا

    سارا و نیکا و فهیمه در سریال پایتخت

    سارا و نیکا و فهیمه در سریال پایتخت

    سلفی سارا و نیکا با ارسطو

    سلفی سارا و نیکا با احمد مهرانفر

    سارا و نیکا در سوئد

    سارا و نیکا در سوئد

    سلفی رحمت با سارا و نیکا

    سلفی هومن حاجی عبدالهی با بهرام افشاری و  سارا و نیکا

    جدیدترین عکسهای سارا و نیکا

    جدیدترین عکسهای سارا و نیکا

    سایت دانستنی ها آسمانیها۹۰


    طلائی مقدم : مادران شهدا  نمونه بارز زنان زینبی و از افتخارات ارزشمند جامعه اسلامی هستند.
     

     

     

    طلائی مقدم : مادران شهدا  نمونه بارز زنان زینبی و از افتخارات ارزشمند جامعه اسلامی هستند.

    مهندس سید مهدی طلائی مقدم معاون استاندار و فرماندار ویژه شهرستان طبس با حضور در بیمارستان شهید سید مصطفی خمینی (ره) طبس از مادر بزرگوار شهید والامقام محمد هاشم غلامی عیادت و از نزدیک در جریان رسیدگی به مشکلات درمانی این بانوی فداکار قرار گرفته و با اهدای دسته گل از مقام شامخ وی تجلیل و برای ایشان از درگاه خداوند منان آرزوی سلامتی مسئلت داشتند.

    در این دیدار برقی معاون سیاسی  اجتماعی معاونت استانداری و فرمانداری ویژه و مشاور ایثارگران این معاونت نیز حضور داشتند.

    شایان ذکر است  شهید محمد هاشم غلامی در تاریخ ۱مهرماه سال ۶۵ در عمیلیات کربلای ۵ به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت سایت داستنی ها محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس